هوتَک، پسرِ گاگی، پنج پسر داشت که طوایف یا شاخههای گوناگون قبیله گگیانی نسبِ خود را به آنان میرسانند. از همان آغاز، آنان خود را با دیگر قبایلِ خَشی همسو کردند. در جریانِ منازعه میان یوسفزیها و ترَینها، جانبِ یوسفزیها را گرفتند و در قرن پانزدهم میلادی همراه آنان به دره کابل مهاجرت کردند و در آنجا در کنار خویشاوندانِ خود، یوسفزیها، بهگونهای مسالمتآمیز زندگی کردند. سرانِ آنان در آن زمان چَنگای، سپس پسرش حسن، و پس از آن شِبلی، پسرِ تورای، بودند.

بر اساس کتاب حیاتِ افغانی، نخستین اختلافِ آنان با یوسفزیها از ماجرای فرارِ یک زنِ گگیانی با مردی از یوسفزی پدید آمد که پیشتر با یکی از خویشاوندانِ همان زن نامزد شده بود. این مساله باعث دشمنیِ جدّی گگیانیها با یوسفزیها گردید. آنان با رئیسِ مغول، اُلغبِیگ، تبانی کردند و ۷۰۰ تن از بزرگانِ یوسفزی را کشتند. یوسفزیها ناحیه کابل را ترک کرده و به سوی دره پیشاور رفتند و در آنجا موفق به تصرفِ برخی اراضی شدند. در دورانِ فرمانرواییِ بابر بر کابل، مغولان شروع به اذیت و آزارِ گگیانیها در اطراف کابل کردند. با این حال، بابر در سال ۱۵۰۵ میلادی از حضورِ آنان در اطراف پیشاور یاد میکند. در همان سال، یکی از مَلِک های گگیانی، به نام ملک خسرو گگیانی، بابر را در لشکرکشیاش به کوهات همراهی کرد. بابر مینویسد:
«در آن هنگام، گگیانیها در پیشاور بودند، اما از بیمِ سپاهِ ما به دامنهکوهها عقب نشینی کرده بودند. یکی از سرانِ آنان به این اردوگاه آمد و فرمانبرداریِ خود را به من اظهار داشت. ما او را به همراه فَجی با خود روانه کردیم تا راه را به ما نشان دهند.»
بابر نامِ ملک خسرو را ذکر نکرده است؛ اما اَنِت اِس. بِوِریج، مترجمِ بابرنامه، در جلد دوم نمایه اشخاصِ (صفحه ۷۷۱) یادآور میشود که «نامِ خسرو باید در سطرِ آخرِ صفحه ۲۳۰ افزوده شود.»
گگیانیها کوشیدند در باجَوْر جای پایی به دست آورند، اما ناکام ماندند و از ملک احمد مَندانَر یاری خواستند. او ناحیه دُوآبه (میانِ رودِ سوات و رودِ کابل) را به آنان واگذار کرد، اما آنان بهزودی با دلازَکها، و حتی با یوسفزیها و مَندانَرها نیز دچارِ اختلاف شدند. در سال ۱۵۱۹ میلادی، گگیانیها بابر را ظاهراً برای مقابله با دلازَکها به منطقه هَشتنگر آوردند؛ در حالی که یوسفزیها و مَندانَرها آنان را با دلازَکها تنها گذاشتند تا خودشان بجنگند. در نتیجه، دلازَکها گگیانیها را بهکلی درهم شکستند. دلازَکها از پیروزیِ خود سرمست شدند و این امر حسادتِ ملک احمد را برانگیخت؛ او اتحادیه بزرگی از قبایلِ خَشی، شاملِ گروههای تابعِ یوسفزی و مَندانَر، تشکیل داد. در نبردی بزرگ که در گُذار رود، میانِ کَتلَنگ و شاهبازگهری، رخ داد، دلازَکها با تلفاتِ سنگین شکست خوردند.
گگیانیها به دو شاخه اصلیِ هوتَک و زِیرَک تقسیم میشوند. در دوره تیمورشاه دُرّانی، شمارِ خانوادههای قبیله گگیانی حدود هشت هزار بود و آنان نیرویی را در اختیارِ سپاهِ دُرّانی میگذاشتند. در سرشماریِ سال ۱۹۰۱ میلادی، شمارِ مردانِ آنان ۶۰۰۰ نفر ثبت شد.
نویسنده: ریاض احمد رضوی، خانه فرهنگ ایران در پیشاور

یک رئیسِ افغان (پشتون)، ۱۹۳۱ میلادی. نقاشی از جان برنز.
منابع:
H. A. Rose, A Glossary of the Tribes and Castes of the Punjab and North-West Frontier Province, Vol. II (A–K). Lahore: Superintendent, Government Printing, Punjab, 1911
Imperial Gazetteer of India: Provincial Series. North-West Frontier Province. Calcutta: Superintendent of Government Printing, 1908
نظر شما